طُرفه

طُرفه

بهترین اشعار و متونی که خوانده‌ایم و نخوانده‌ایم...
طُرفه

طُرفه

بهترین اشعار و متونی که خوانده‌ایم و نخوانده‌ایم...

بریده‌ی کتاب ۲۵


دیوانه، انسانی است

که به درد و رنج اجازه داده

جای او را بگیرند...


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ کریستین بوبن ✽

✽ اسیر گهواره ✽


بریده‌ی کتاب ۲۴


وقتی از کار دست بکشید

که کار شما انجام شده باشد،

نه آنگاه که خسته شده‌اید...


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ جان ماکسول ✽

✽ ۱۷ اصل کار تیمی ✽


بریده‌ی کتاب ۲۳


زمان نمی‌تواند

به همان آسانی که

خاطرات قدیم را بی‌رنگ می‌کند،

عشق را بی‌رنگ کند...


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ یوستین گردر ✽

✽ راز فال ورق ✽


بریده‌ی کتاب ۲۲


کاش می‌دانستی

که حاضرم به جای

هر دقیقه که با من از قلبت سخن بگویی،

یک سال از عمرم را بدهم...


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ احمد شاملو ✽

✽ مثل خون در رگ‌های من ✽


بریده‌ی کتاب ۲۱


کاش در موفّقیت و شادی و خوشبختی هم

تلقین این‌قدر خوب جواب بدهد...

می‌گویند می‌دهد

امّا امتحانش ایمان و یقین می‌خواهد،

شاید مشکل از

ایمان قوی ما به مصیبت است!


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ فرید حسینیان تهرانی ✽

✽ من آلیس نیستم ولی اینجا خیلی عجیبه! ✽


بریده‌ی کتاب ۲۰


فردا، دیروز

این کلمه‌ها چه ارزشی دارند؟


فقط زمان حال وجود دارد

یک‌آن برف می‌بارد،

آنِ دیگر باران،

بعد آفتاب است و بعد باد


همه‌ی این‌ها اکنون‌اند،

نبودند، نخواهند شد، هستند،

همیشه، همه با هم؛

چون همه‌چیز در من می‌زیَد نه در زمان،

و در من همه‌چیز اکنون است...


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ آگوتا کریستف ✽

✽ دیروز ✽


بریده‌ی کتاب ۱۹


خودکرده را تدبیر نیست...


فقط تدبیر نیست

امّا عوضش تا دلت بخواهد

پشیمانی هست،

گرفتاری هست،

بلاهت هست،

جهالت هست!


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ رضا امیرخانی ✽

✽ جانستان کابلستان ✽


بریده‌ی کتاب ۱۸


هر یک از ما

با یک قوطی کبریت در وجودمان

متولّد می­‌شویم

امّا خودمان قادر نیستیم

کبریت‌ها را روشن کنیم،

همان‌طور که دیدی

برای این کار محتاج اکسیژن و شمع هستیم؛


در این مورد، به عنوان مثال

اکسیژن از نفس کسی می­‌آید

که دوستش داریم،

شمع می‌تواند هر نوع

موسیقی، نوازش، کلام یا صدایی باشد

که یکی از چوب‌کبریت‌ها را مشتعل کند...


برای لحظه‌ای

از فشار احساسات گیج می‌شویم

و گرمای مطبوعی

وجودمان را دربر می‌گیرد

که با مرور زمان فروکش می‌کند

تا انفجار تازه‌ای جایگزین آن شود


هر آدمی

باید به این کشف و شهود برسد

که چه عاملی، آتش درونش را

پیوسته شعله‌ور نگاه می­‌دارد

و از آنجا که یکی از عوامل آتش‌زا

همان سوختی است که به وجودمان ­می‌رسد

انفجار تنها هنگامی ایجاد می‌شود

که سوخت موجود باشد


خلاصه‌ی کلام

آن آتش، غذای روح است؛

اگر کسی به موقع درنیابد که

چه چیزی آتش درون را شعله‌ور می­‌کند،

قوطی کبریتِ وجودش نم برمی­‌دارد

و هیچ یک از چوب‌کبریت‌هایش

هیچوقت روشن نمی‌شود

اگر چنین شود،

روح از جسم می‌گریزد

و در میان تیره‌ترین سیاهی‌ها

سرگردان می‌شود...


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ لورا اسکوئیول ✽

✽ مثل آب برای شکلات ✽


بریده‌ی کتاب ۱۷


یک زندگی را چطور می‌توان اندازه گرفت؟

به طول سال‌ها؟ به مقدار پول؟

به ساعت‌های لذّت عشق؟


زندگی روی خطّ راست حرکت می‌کند؟

و به بی‌نهایتِ مرگ می‌رسد؟

یا روی دایره حرکت می‌کند؟

و ما مدام به همان بدبختی

و بن‌بستِ همیشه می‌رسیم؟


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ اسماعیل فصیح ✽

✽ عقد و داستان‌های دیگر ✽


بریده‌ی کتاب ۱۶


هنوز روی تخته‌سیاه بزرگ کلاس ما

مسئله‌های زیادی حل‌نشده باقی مانده‌است


من این‌همه خطوط درهم و برهم،

دایره‌ها، مثلّث‌ها و مربع‌ها را می‌بینم

و چیزی نمی‌فهمم

و تعجّب‌آور اینکه هم‌کلاسی‌های من هم

اغلب مثل من هستند،

گرچه خیلی از آن‌ها پنهان می‌کنند

و باز هم تعجّب‌آور اینکه آقامعلّم را می‌بینم

که ایستاده‌است رو به تخته -با یک تکّه‌گچ-

و معطّل مانده‌است


ما قبل از هر چیز

باید مسئله‌هامان را حل کنیم،

شکّی نیست!


‏⊱ ━━━━━━━━━ ⊰


✽ نادر ابراهیمی ✽

✽ وسعت معنای انتظار ✽