ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
از انقراض کابوسها نگو!
دنیا، خوابیست
که در انتهای آن
تعبیر میشویم...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ مونا اکبریان ✽
مرگی که میخواند،
زیستنی که مینویسد؛
ما
واژههایی شعلهوریم
که مدام
سوسو میزنند...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ مونا اکبریان ✽
چشم، از پنجره بر وسعتِ شب دوختهام
و به چشمان تو میاندیشم
پیش از آنی که سحر
رنگ چشمان تو را پاک کند...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ محمدعلی بهمنی ✽
بهرِ مهمانی دیشب
-دیروز-
آخرین مرغِ قفس را کشتم
صبح
در جایگهِ خاکه ذغال
تخم مرغی
-به درخشندگی کوکبِ صبح-
به شبِ مَطبخِ من میخندید...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ محمدعلی بهمنی ✽
اعتقاد من
به پیوند کثیفِ خاک و انسان نیست
من به یک معراجِ بیبرگشت خواهم رفت
من شکوه کاذبِ این دودمانِ خاکیام را
دود خواهم کرد
آخر پاییز
آخر پاییز
من به بال جوجههایم
با شما بدرود خواهم کرد...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ محمدعلی بهمنی ✽
چون در نظرِ دوست عزیزیم، غمی نیست
هرچند که در چشمِ خلایق همه خواریم...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ وحدت کرمانشاهی ✽
تا زنگِ سیه زآینهی دل نزُداید
عکسِ رخِ دلدار در او خوش ننماید
در طرْفِ چمن گر نکند جلوه رخِ دوست
بر برگِ گلی اینهمه بلبل نسراید
نورِ ازلی گر ندمد از رخِ لیلی
از گردشِ چشمی، دل مجنون نرباید
هر کو نکند بندگیِ پیرِ خرابات
بر روی دلش، جان درِ معنی نگشاید
ای غمزده! تریاقِ محبت به کف آور
تا زهرِ غمِ دهر، تو را جان نگَزاید
آیینِ طریقت، به حقیقت به جز این نیست
کز شادی و غم، راحت و رنجت نفزاید
این بارِ امانت که شده قسمت «وحدت»
بر پشتِ فلک گر نهد، البتّه خم آید...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ وحدت کرمانشاهی ✽
کسی باز صدایم میزند
باید بروم
باید بروم
به سمت گلی
یا شاید مردابی...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ سید محسن آثارجوی ✽
درد دل
سوت میکشد تا همیشه،
رها نخواهدمان کرد
کاکتوسهای دل
دل مگر در کدام سرزمین خانه دارد؟
دوست دارم بدانم
تبارِ دل را
دوست دارم بدانم...
⊱ ━━━━━━━━━ ⊰
✽ سید محسن آثارجوی ✽